3 نکته درباره آتش بس

۱- پیام‌های اخیر طرف مقابل، که بر مفاهیمی چون «آتش‌بس کوتاه‌مدت» و «بازگشایی تنگه هرمز» تمرکز دارد، نیازمند تحلیل دقیق است. اگر روند نهایی‌سازی مفاد توافق چنان طولانی شود که از چرخه تصمیم‌گیری‌های استراتژیک خارج گردد، یا اگر امتیازات به‌گونه‌ای طراحی شوند که در پیچ‌وخم‌های مذاکرات یا رژیم‌های حقوقی، قابلیت اجرا و بهره‌وری نداشته باشند، کشور با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهد شد.

۲ـ نگرانی جدی وجود دارد که مذاکره کنندگان ، با نگاه به قواعد و الگوهای گذشته (مانند مسیر ۵۹۸)، تلاش کنند از این پیچ تاریخی عبور کنند؛ در حالی که قواعد حاکم بر جهان، به‌ویژه در دوران پسا ۷ اکتبر، ماهیتی کاملاً متفاوت و جدید یافته است.

۳ـ برای ارزیابی واقع‌بینانه از میزان موفقیت در دستیابی به شروط مذکور (اعم از عدم تجاوز، کنترل بر تنگه هرمز، پذیرش غنی‌سازی و رفع تحریم‌ها)، باید معیار سنجش را از «متون حقوقی» به «واقعیت‌های عملیاتی» منتقل کرد. میزان کیفیت این توافق را باید در توانایی عملیاتی کشور برای مدیریت تنگه هرمز و اعمال حاکمیت ملی در آن سنجید. اگر دستاوردها صرفاً در قالب تعاریف حقوقی باقی بمانند و در عمل قابلیت نقد شدن یا اعمال قدرت نداشته باشند، توافق از کارکرد اصلی خود باز می‌ماند

4ـ برای ارزیابی واقع‌بینانه از میزان موفقیت در دستیابی به شروط مذکور (اعم از عدم تجاوز، کنترل بر تنگه هرمز، پذیرش غنی‌سازی و رفع تحریم‌ها)، باید معیار سنجش را از «متون حقوقی» به «واقعیت‌های عملیاتی» منتقل کرد. میزان کیفیت این توافق را باید در توانایی عملیاتی کشور برای مدیریت تنگه هرمز و اعمال حاکمیت ملی در آن سنجید. اگر دستاوردها صرفاً در قالب تعاریف حقوقی باقی بمانند و در عمل قابلیت نقد شدن یا اعمال قدرت نداشته باشند، توافق از کارکرد اصلی خود باز می‌ماند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *